نامه بيست و هشتم

سلام مانا

همين حالا از صداي باران برخاستم و احساس كردم قراري دارم،اما بيقرارم اين روزها...

ماناي من

اين روزها خاك شدن را تمرين ميكنم.يادت هست ميگفتي صبوري را از خاك بياموز،چون قطره كه به خاك تفتيده ميرسد اول نشان دريا را ميپرسد و خاك مي فهمد مرهم تركهاي آفتاب خورده اش قطره نيست،پس از گزند آفتاب پنهانش مي كند تا دريا...تا رسيدن

ماناي من

نمي دانم شايد دريا هم قطره ها را بو ميكند،چون بوي خاك ميدهند

ماناي من

زيبايي اين قصه آنجايي استكه خاك سينه سپر ميكند رو به آفتاب،اين قصه را خارها بارها گفته اند،چه افسانه ها كه در رثاي كوير نساخته اند.

مانای من

آخرنامه كه مي شود دوست دارم شعر بگويم،چون تو نيز ميداني در ميان آدميان شعر ها از شاعرها جلوترند...

/ 23 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نفيسه

سلام سال نو مبارک اميدوارم سال جديدسرشار ازاتفاقهای خوب و باورنکردنی برايت باشد ببخش ديرآپ کردم ولی متنهاتومی خونم خيلی زيباست بخصوص اينکه من ازکلمه مانا بسيار خوشم می آيد موفق باشی

نفيسه

راستی لينکتم گذاشتم بهم سر بزن

حامد

سلام اين وبلاگ برناممه! عجب آهنگی گذاشتی! اصلاٌ توقع نداشتم. حسابی ريختم بهم. خدافظ مرتيکه

نازنين

بادرود...دوست من اين روزها حواستو بده به مانا چون دارند خردش می کنند تا به حال خرد شده ای؟ دارند مچاله اش می کنند تا به حال مچاله شده اي ؟هيچ کابوس ديده ای؟ او هرشب کابوس می بينديک روح جستجوگر يک فکر پرنده يک ذهن مشوش يک علامت سئوال؟؟؟ويک علامت تعجب!!!...پيروز باشی

At

چقدر دلم وا۳ اين آهنگ تنگ شده بود...!!!

امير

سلامم رئيس سال عوض شده سال نو را با عشقی نو ادامه بده!

نفيسه

اين دفعه يه جور لينکم دادم که باچشم ظاهری قابل ديدنه ! باور کن

زهرا

خوبــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ پس كوو نامه بيست و نهمت؟!!! فكر كردم وقتي بيام سر بزنم آپ كردي!!