نامه پانزدهم

سلام مانا

يادش بخير كه سالها سوگوار كاجهايي بوديم كه بريده شده آذين مي شدندو شايد مثله اي بودند درپاي آن مصلح و چه فرياد بلندي زديم كه«اين مرده آذين را چه سود؟»

ماناي من

يادت هست از كودكي از مكتب ومكتب خانه بيزار بودم وبيرون مكتب خيره به ابرها مي شدم.چون ابرها حركتهايي داشتند خارج از وسوسه هاي آدمي.نه شعري از بر كردم نه آيه اي را به خاطر سپردم.فقط رفتن به معبدي را خواستم كه زائرانش رسيدن را مي پاييدن نه بودن را...

ماناي من

هميشه پيش خود مي گفتم چرا باورنكرد كسي ابراهيم را وقتي از گلستان اتش نمرود بيرون امدو باز هم سجده مي كردندآن صنم ها را...اما روزي در پس اتفاقي،ديدم كه مردمان اين شهر نيز معجزه را ديدن و كف زدند و در پس آن به سجده شان ادامه دادن.هنوز هم زيارتگاهها پر از ادمياني است كه هيچ گاه زائر نشدند و چه بد كه ردپاي زائران معبد خيلي زود پاك ميشود...

ماناي من

روي تپه كه مي نشستيم رفتن زائران را مي پاييديم كه به امامزاده ده مي رفتند و ما خيره به آن نور سبز...و در دل مي گفتيم كاش زائران مي دانستند كه آن تپه كمي آن سوتر كه بلندتراست درست است كه امامزاده ندارد اما به خدا نزديك تر است...

ماناي من

انگار هر دوي ما اين روزها زائريم.خوشحالم از اينكه حرم را گم نكرده ايم...

/ 29 نظر / 19 بازدید
نمایش نظرات قبلی
امير

بيچاره اين ضايع اسمش بد درفته يکيتون که هی ليلی ليلی ميکنه اين يکی مانا مانا !

بهرام ساسانی

بيچاره زائر آن امامزاده ای که نميداند که آن امامزاده نيز ميدانست که او نميداند و از روی ندانستن خواهد آمد!!!! به من سر نميزنی؟ بحث جالبی در خصوص اسلام پيش کشيدم که فقط منتقدان اسلام را برانگيخت که کامنت بگذارند و از هواداران اسلام خبری نشد. با مقاله ديگری که باز هم مثل روال چند هفته اخير از خودم نيست به روز هستم.

نازنين

هان تا سررشته ی خرد گم نکنی /خود را زبرای نيک و بد گم نکنی /رهرو تويی و راه تويی منزل تو /هشدار که راه خود به خود گم نکنی(شيخ اشراق) با درود سروده ی زيبايی بود با آرزوی بهروزی و سربلندی شما

نگين

سلام متنت خيلی قشنگ بود .. ولی من هم سوال حديث رو دارم ... فعلا

haft

این روزها سپیدی ِ برف با چه سخاوتی پُر می کند، رد ِپای زاءران ِ هرگز نرسیده را و آن تپه ی دورتر را به خدا نزدیک تر

مهدی

با سلام . در مورد نظری که دادی در مورد آقای صادقی مزاحم شدم . ببين دوست گرامی اگه من فردا يک وبلاگ بزنم و بگم ترانه ای کاروان عليرضا عصار رو من گفتم و اون برداشته بدون نام من خونده بايد همه باور کنن ؟ اگه اين آقا راست ميگه چرا مدارکی رو که نشون ميده اين آهنگ مال خودشه رو جمع نميکنه و شکايت کنه ؟ اصلا در متن وبلاگش نوشته که پيگيری ميکنه؟ واقعا براتون متاسفم . اول فکر کنيد و بعد نظر بدين خيلی بده که چهره کسی رو خراب کنی . شما که میگی اقای اعتمادی گفته من ملودی بزارم مثل جواد یساری میشه بگو چرا آقای صادقی یک آهنگ تکنو در اورد یعنی اقای اعتمادی نتونست یک آهنگ تکنو بزاره ؟ با وجود اینهمه آهنگساز ؟ فکر کن بعد نظر بده و متاسفانه بيشتر کسانی که اين چرنديات رو باور کردن خانم بودن و ثابت کردن که خانمها زود باور هستن

محمد(شناخت جامعه)

سلام از حضور گرمتان در وبلاگم ممنونم و از تشويقتان جهت گام برداشتن درمسير علمی وتخصصی نمودن مباحث ،تشکر مضاعف می نمايم