این انتخاب ما نبود

صبوری کردم تا بیست و چهار ساعت از اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری دوره نهم بگذرد ، تا عصبانیت و خشمم فروکش کند.اما هرچه گذاشت وقاحت روبه فزونی نهاد و این نتیجه بیشتر منتصب به مردم شد.مردمی که همزمان با پخش تشکر هزاران باره حکام، در حال کتک خوردن و فرار از گارد ویژه بودند . دراین بیست و چهار ساعت فهمیدم چه چیزی باعث می شود جوانان فلسطینی عبث وار سنگ در دست بگیرند و سربازان تا دندان مسلح اسرائیلی را سنگباران کنند...بگذریم ازین حرفها که حتی تکرارش هم برایم دردناک است.اما برخود فرض می دانم تا اینجا بنویسم تا ثبت شود برای همیشه.

می خواستم در قالب نامه ای برای مسئولین بنویسم اما هیچ یک را مخاطب شنوا و فهیم نیافتم.پس برای نسلهای آینده می نویسم که نکند مارا برای چنین انتخابی ریشخند کنند.وقتی مبارزات انتخاباتی شروع شد دلخوش شدیم به همین کاندیداهای بلند و کوتاه موجود که هریک با برنامه ای نیم بند وارد میدان شده بودند.همه این برنامه ها بهانه بود .هم برای کاندیدا و هم برای مردم.ببخشید که مردم مردم می کنم .نکند مرا به انحصار طلبی متهم کنید . اما باور کنید که این اعتقاد اکثریت بود. مردم از هاله نور خسته شده بودند.مردم از رییس جمهوری که توهم دزدیده شدن داشت خسته شده بودند.مردم از رییس جمهوری که کشور را وقف انرژی هسته ای کرده بود و باقی صنایع را رها کرده بود خسته شده بودند. مردم از سنگ فلسطین به سینه زدن خسته شده بودند.مردم از نفی هولوکاست که کل دنیا به وقوع آن صحه گذاشته خسته شده بودند.مردم از رفتن به سمت محواسرائیل خسته شده بودند. مردم از توهین به رییس جمهورشان در اجلاسی که در سطح رایزنان فرهنگی کشورها بود خسته شده بودند.

 ما خسته شده بودیم و یک روز شبیه روزی که گذشت پای صندوق های رای رفتیم تا به مردی برای تمام فصول بگوییم نه...بگوییم ما کسی را که سیب زمینی مجانی می دهد نمی خواهیم.ما کسی که بعنوان سهام عدالت پول به حسابمان واریز می کند نمی خواهیم.ما تورم بیست و چند درصدی نمی خواهیم.ما دوست ملت اسرائیل نیستیم.ما پاسبان دزدگیری که شب انتخابات بیدار می شود نمی خواهیم . ما می خواهیم درآمد نفتی صرف رشد کشور در جهت اقتصاد و صنایع شود نه مثل صدقه بین دهک پایین جامعه تقسیم شود و ازبین برود.ما می خواهیم با تمام کشورهای دنیا دوست باشیم و دشمنی نکنیم.کشوری مستقل بسازیم تا در روابط با دیگران احساس استثمار نکنیم.اینها را نوشتم تا بدانید که ما چه خواستیم و در نهایت چه شد.نوشتم تا بدانید که ما تمیز میدادیم درست و غلط را...اما نشد.به دوستی گفته بودم که اگر نامزد دلخواهم که نامزد قاطبه ملت ایران بود رای نیاورد ،صفحه انتخابات شناسنامه ام را پاره می کنم.صفحه ای که هفده مهر انتخاباتی تا به امروز خورده بود.اما صد افسوس که نمی شود چنین کرد.اما به مقدساتی که می پرستم سوگند می خورم که این هفده هرگز هجده نخواهد شد.به دو دلیل رای نمی دهم.اول آنکه این انتصاب فاحش، نشان داد که انتخابات جنبه فرمایشی داشت و دوم اینکه اگر به واقع در ایران بیست و پنج میلیون نفر با چنین تفکری زندگی می کنند پس این تفکر همیشه پنجاه و یک درصد رای خود را دارد و حضور و عدم حضور من تغییری را در چنین تفکری ایجاد نخواهد کرد.شاید سده بعدی و نوادگان ما کاری بکنند...

/ 10 نظر / 28 بازدید
فرشته

این سیستم فریبکار و دروغگوست. پیشنهادی که من دارم: پوستر ها (کاغذ های ) سفیدی را دست بگیرید که رویش نوشته: ما دیگر به هیچ کس از شما رای نمی دهیم! (بین دوستان خود پخش کنید) بدبختی ما عدم رهبریست! دین از سیاست جدا!

بنت الهدی صدر

شوکه ایم اما هنوز نا امید نیستیم... هر چند فقط اشک دیدیم و چشیدیم اما،... اطمینان دارم که طوفانی در راه است. نه امروز... نه فردا! که زمان، جوانمردانه حامی ماست... یا علی

حسین

. . . . . هنوز برای نا امید شدن زوده . . . . . . . من از رایم دفاع می کنم. تو چی؟! . . . . . سری به وبلاگم بزن

بنت الهدی صدر

سلام. شاید... اما با شاید و اما کاری پیش نمی رود و سودی برایمان رقم نمی خورد. ما زندگی خودمان را داریم و نوادگانمان هم زندگی خودشان را. پس بهتر است به جای فرستادن توپ در زمین نوادگانمان خودمان کاری بکنیم. شاید اجدادمان هم با خودشان می گفتند: "شاید سده بعدی و نوادگان ما کاری بکنند..." !!! شاد زی یا علی

haft

گذشت آن روزی که انتخاب کردند به نام ما و به نشان ما ... می آید آن روز هم که سرافرازانه سکوت بلندمان را معنا کنیم شاید نه امروز اما...

مریم جمشیدی

سلام هفته ای که گذشت سخت بود ، خیلی سخت...از این هفته هم نگرانم.

چرا فکر می کنید نظر شما نظر همه جوونهاست؟ و هرچی که شما می گید باید همون بشه؟

نسرین

مردم خواهان ارامشند با رای ندادن چیزی تغییر نمیکنه ما یاد گرفتیم بگیم دولت برای ما اینکار رو نکرد اون کار و نکرد ما برای این کشور برای این خاک چه کردیم؟ ما نظر دادن و نقد کردنمون خیلی خوبه ولی پای عمل که میرسه لنگ میزنیم/ من به عنوان جوان تو به عنوان جوان او به عنوان جوان چه کردیم برای سرافرازی این خاک برای اقتدار این سرزمین برای پیشرفت اقتصادی این کشور... خوبه که خودمون رو هر از گاهی زیر سوال ببریم وقتی اکثر اوقات ما به بطالت میگذره چه جای شکوه و شکایت؟ سبب بدبختی همین مردمی که ازشون سخن گفتی خود مردم هستند. همین مردمی که سنگشون رو داری به سینه میزنی در عمل به قانون از عراق جنگ زده هم عقب افتاده ترن. همین مردم هنوز بعد از سالیان سال یاد نگرفتند کوچه و خیابان زباله دان نیست! همین مردم هنوز فرهنگ زندگی در شهر و روستا رو تمیز نمیدن! من تعجب میکنم که ما مردم وقتی باید دولت برای یاد دادن نظافت محل زندگیمون بودجه خرج کنه برای یاد دادن و عمل کردن به قوانین راهنمایی و رانندگی هزینه های کلان بکنه چطور اینقدر دست به نقد سیاسیمون حرف نداره و همه رو زیر سوال میبریم کمی منصف باشیم. آیا تمام هنر ما از دفاع از عق

فرید صلواتی

بیشه داران ، با تبر دارن ، تبانی کرده اند قامت بالا بلندان را ، کمانی کرده اند [ناراحت]