ستاره ها

دركنار دوستان خيره به درياي جنوب بوديم و درفكر شمال ,شمال بودن , شمال وجود. به ناگاه دلم گرفت چشم از دريا برداشتم و به آسمان خيره شدم .ستاره تنهايي ديدم. آن ستاره درميان شادي و سرور ستارگان و رقص شبانگاهيشان  گوشه اي كز كرده بود.<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 موسي گفت :آن ستاره غصه دانسته هايش را ميخورد. او ميداند كه هر روز صبح خورشيد به عشق ديدن ماه ميتابد وماه هرشام به عشق خورشيد .وآن ستاره ميداند كه تا دنيا دنيا است آن دو هرگز همديگر را نمي بينند.

حسين گفت :دلش گرفته. دلش براي كهكشانش تنگ شده گوشه اي نشسته تا به كهكشانش فكر كند.چون اينگونه به او نزديك تراست.

مريم گفت :نگاه كنيد با آنكه تنهاست اما هنوز هم نور افشاني ميكند كم سواست اماهنوز هم نور دارد انگار نگهبان عشقي است كه در سينه دارد.

انگاه سخت گريستم آنچنان كه هيچ كدام نديدند. چون ميدانستم كه يك ستاره تنها فقط يك ستاره تنهاست اما من دركنار خود سه ستاره عاشق داشتم كه هرگز براي غصه هايشان گريه نكرده ام.

 

/ 18 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
قصه بره و گرگ

سهم من گردش خون آلودی است در باغ خاطره ها و در اندوه صدایی جان دادن که به من بگوید: دست هایت را دوست می دارم دست هایم را در باغچه می کارم سبز خواهم شد،می دانم سلام اين کامنت رو يکی از دوستانم برام گذاشتم. خيلی خوشم اومد و تو ذهنم بود که وب شما رو باز کردم و براتون اينو نوشتم. موفق باشيد.

rahil

دلم گرفت. کاش دوستای همدل هميشه بمونن. نه مثل دوستای من هرکدوم يه گوشه دنيا باشن

مرجان

خيلی متن قشنگی بود. من جدا‌ْ چيزی نمی تونم بگم.

مهدی

خيلی بيکاری بجای اين حرفها که ستاره ال وبل برو از برادرت ياد بگير راستی خيلی بي جنبه ای که یه کیش رفتیا به نظردهندگان پول ميدی يا مثل توبيکارن

محمد حسينی مقدم

سلام اولا مرسی از اینکه امدید واما در مورد اسم وبلاگ: اولا یه سری کلماتی هست که ایهام داره که خودتون حتما متوجه شدید مثل رابطه یا قاعدگی در ثانی از جهت نماد ها هم میشه یه چیزایی تشخیص داد مثلا همین کلمه قاعدگی از طرفی اگه به معنای قاعده فرض بشه میتونه نمادی از دنیای مدرن ونظم وقاعده حاکم بر اون باشه واگر به معنای مرکز (مثلا قاعده مثلث) بگیریمش می تونه بازهم به نوعی نمایانگر دنیای مرکز گرای مدرن باشه در صورتی که در فضای پسا مدرن امروز دیگر از این مفاهیم شما چیزی نمی بینید.اگر از همین کلمه معنای عادت ماهیانه را برداشت کنید متوجه طنز رقیقی می شوید که در اسم نهفته و یا در ترکیب این کلمه با رابطه که اساسا چیز مزخرفی خواهد بود.قبول دارید که؟ به هر حال وبلاگ رابطه در دوران قاعدگی همیشه منتظر شما ونظرات شماست

مريم

نمی خوای آپ بشی تنبل خان؟؟

احسان

فی الواق شما هوز در هپروت ساحلید؟

و ما كه بي ادعاتر كسانيم!

به ات گفته بودم كه اگه بيام به وبلاگ‌ات نمي تونم نظر ندم. چون كه من هيچ وقت نمي تونم جلو نظر دادنمو بگيرم. پس نظرم رو مي دم. گيرم كه به مذاق‌ات خوش نياد، همينه كه هست جمله‌ي اول از نظر دستوري غلط به نظر مي ياد. به زعم من به‌تره اين طور نوشته بشه: «كنار دوستان به درياي جنوب خيره بشده بودم، در فكر... .» اين كه نوشته اي در ميان جشن و سرور ستارگان و رقص شبانگاهي شان يك ستاره كوشه اي كز كرده بود حعل محض است. اينو من مي گم. چون كه هيچكس تا حالا جشن و سرور ستاره ها رو نديده كه تو ديده باشي. هر كي هم كه فكر مي كنه ديده حتما اونو تو قصه‌هاي شب هاي تار نم نم بارون از مادر بزرگش شنيده . تازه تو اين جشن و سرور حالا چه طور تو يك ستاره رو ديدي كه يك جايي كز كرده خودش جاي مناقشه بيشري داره. اين چيزي نيست كه تو واقعا حس كرده باشي اين چيزيه كه تو مي خواهي حس كرده باشي. واسه همينه كه يادداشت ات جعلي مي شه. همينه كه گفتم. تا تو باشي ديگه بدون ما نري با حسين و موسي و فلان ستاره ببيني و ما رو تو اطاق با جواد تنها بذاري. بازم بگم؟

و ما كه بي ادعاتر كسانيم!

«بشده بود» اشتباه تايپ بود. «شده بود» درسته.