نامه سی ام

سلام مانا 

 هیچ کلمه ای نیافتم برای آغاز این نامه،یادم آمد که قراری با هیچ کلامی نداشتم و هیچ کلامی برایم قراری نیاورد.حالا فقط نام تو بی قرارم می کند... 

مانای من 

 گفته بودی ستاره ها را بنگر...نگاهم به ماه افتاد چقدر قشنگ می خندد...او هر آنچه دارد بی منت به زمین می بخشد و زمین چه سنگین با سایه اش کمر ماه را می شکند...  

مانای من

  باد مرا باخود به کوه بلند بالایی بردوآنجا گلی دیدم عجیب آرایش کرده بود.در کنارش هیچ ندیدم.تنها بود و نگاه خندانش به آسمان...به قله که رسیدم در کنارم هیچ ندیدم...یک من بود ،یک خستگی ویک شادی کور از رسیدن...به آسمان نگریستم،عجیب آرایش کرده بود.

مانای من 

 این نامه با هیچ شروع شد و شاید هیچ نداشت.چون برایم یک صورت آفتاب سوخته ماند و سرزنش دیگران که چرا بی سایبان سفر آفتاب می روی...و کس ندانست که برای رسیدن باید سوخت...آتشی مهیا کن،چوب خشکها عزم شدن دارند...   

/ 34 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آميتيس تنهای ديوونه

سلام امشب دلم گفت يه سربه دوستای قديمی بزن هرچند که بچه های قديم فراموشت کردن خوبی؟؟؟؟ در پناه حق باشی

عشق به خدا شاهراهی به کمال

اگر اين روزها هوا آلوده به ابرهاي ترديد است ، دليل برمردن آفتاب نيست ! حقيقت همواره جاري است و انديشه را به سوي خويش فرا ميخواند پس چرا ما به يخچال مي رويم ؟ چرا ذهنمان را در يخچال بگذاريم؟ چرا روح را در بند كنيم؟ مگر نميدانيم كه آزادگي حد اقل شايستگي وجود است ؟! شايد نميدانيم آنجا جرياني جاري نخواهد شد! شايد نمي دانيم كه در يخچال ، نيرنگ آرامش كذايي سكون است ! هنوز از زخم چركين جهل خونابه متعفن بي هويتي مي بارد ولي چشمه شفا بخش انديشه همين نزديكي هاست. ديگر اينكه خورشيد ها زياد نشده اند ، بلكه سوي چشمان ما كمتر شده كه هر اندك روشني را خورشيد مي پنداريم يا شايد كمبود نور داريم در حالي كه تلالو بي پايان، نزديك تر از رگ گردن است ! ***** به روز شد *****

مينا حق شناس

سلام. خوبيد خدا رو شکر؟! اونقدر محو خوندن نامه ها شدم که گذشت زمان رو حس نکردم. شايد تنهايی گل تمام گل و هويتش باشد! شايد نگاهش پر باشد از خدا! و ای کاش ما هم در عين تنهايی پر بوديم از خود خود خدا. شايد نامه(از قول حنیف)از هیچ آغاز شده باشد اما پر بود از همه چیز. مؤيد باشيد.

آميتيس تنهای ديوونه

سلام حنيف تلخی ماله روزگار منه نه من من که دارم زندگيمو می کنم گفتم سراغی از تو بکنم چيکار کنم مگه دروغ می گم واقعا بی معرفت شدی ديگه ديگه لينکمم نمی دونم چرا گم شده

زهرا

ببين حنيف خان! بد نيست از اين نامه سي ام بگذري هااااااااااااااا

گاه نگار

................. .................... ....................... بررسي فتح خرمشهر و اتفاقات رخ داده قبل و بعد از آن اهميت اين فتح بزرگ را كه به طور قطع به قرموده حضرت امام كاري الهي بوده است را بيشتر تبيين مي نمايد .. ................. .................... ....................... گاهنامه به روز شد ...

موسي

پس چرا نمياپي ؟

haft

نامه سی و يکم خصوصيه؟؟ پس چرا نمی نويسيد؟ . . . من کامپيوترم مشکل پيدا کرده در مورد اينترنت هر کاری به ذهم می رسيده انجام دادم.. ديگه عقلم به جايی قد نمی ده..

نیلوفر

سلام. لطفا اگه میشه از وبلاگ من بازدید کنید و نظر بدین. ممنون میشم دوست عزیز [گل][گل][گل]