نامه بيستم

سلام مانا

حالا ديگر زود به زود دلم برايت تنگ مي شود...با يادت حافظ مي خوانم و شايد يكي از همين روزها غزلي بگويم بدون مطلع...آخر مي گويند مطلع غزلها هديه آسمانهاست...

ماناي من

اين روزها معني جمله ات را مي فهمم«خورشيد را مي ستايم كه نه به ماندن عادت دارد ،نه از رفتن مي هراسد»و چه مي خنديدي به حرفم«ماه را مي ستايم كه چه قرص كامل ديده شود چه هلال خميده تا آخر مي ماند»...

ماناي من

فكر مي كنم اين روزها در ده روزهاي جوانه هاست جوانه هايي كه خبر از شكفتن مي دهد...دوست داشتم ريزش شكوفه هاي سپيد گيلاس را در خنكاي نسيم بهاري در كنارتو مي ديدم...رويش و زايش و ريزش....چقدر حرف دارم در مورد اينها...

ماناي من

يادت هست بهار كه مي رسيد من هميشه خواب آلود بودم. مي گفتي كه چون از جنس پاييزم بهار فصل خواب من است...شايد اين بهار به خواب بروم

/ 16 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بنت الهدي صدر

بهار که می آيد ياد پدربزرگ می افتم ... بعد از ظهرها، توری بزرگ پشه بند را توی بهار خواب می بست و همه بچه های قد و نیم قد فامیل ۱۳ شب عید را به امید خواندن نماز صبح در حرم اما رضا (ع) زیر توری نازک پشه بند می خوابيديم. آسمان سورمه ای زير توری سفيد نازک خيال انگيز کم رنگ می شد و نسیم شبانه عطر شب بوهای محبوب را در حیاط به رقص در می آورد ، و پلک های کوچک نازک بچه ها به اميد اين که هر چه زودتر برای وضو و حرکت به حرم بيدار شوند روی هم می افتاد... چه طعمی داشت وقتی با چشم نیمه باز خدا را از زير توری سفيد نازک در آسمان بالای سرم نگاه می کردم و خنده اش را که قلبم را می فشرد، بارها تا صبح مرور می کردم... يا علی

حامد

تو مثل اينکه عاشقی ؟

زهرا

بهار که از راه می رسد دنیا از خوابی عمیق در می اید و به خواب عمیق تری از حقیقت می رود... حقیقتی که همه اش در بهار پیداست! ---------------------------------------- گل بی رخ يار خوش نباشد بی باده بهار خوش نباشد طرف چمن و طواف بستان بی لاله عذار خوش نباشد ----------------------------------------------- علما در مورد به خواب رفتن در بهار و شکیات اون چیزی نگفتن! پس شاید و این حرفها نداریم! یا بخواب یا اصلا حرف خوابیدن را نزن!

حديث

نميدونم خواب بهار از آرامشه يا از بی خبری!؟...هرچی هست دلچسبه... خوش به حالت که يه ده رويايی داری که همیشه توش بهاره با يه الههءدوست داشتنی هميشگی به اسم مانا!ده و الهه ای که به همه نزديکه و همه ازش فرسنگها فاصله گرفتندفاصله ای به اندازهءیه خواب نه چندان دلچسب

مریم

نگران به خواب رفتن توی فصل بهار نباش ! حتی اگه از جنس پاییز باشی.

سهيلا

۲۰نامه با مانا برای ما ماندگار شد ...اميدوارم روزی که بر ميگردم شاهد۲۰۰نامه باشم .......... بابت همراهیتون تو این مدت ممنون

محدثه

شايد اين بهار به خواب بروم ... بوي دلتنگي ميدهد اينجا